{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
commissioning
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[شیمی]
راه اندازی
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی شیمی]
آمادهسازی
۱
۱
[توسط کاربر]
[... عمومی ...]
commissiining
معنی commissioning, معنی رخووهسسهخئهئل, معنی commissioning, معنی اصطلاح commissioning, معادل commissioning, commissioning چی میشه؟, commissioning یعنی چی؟, commissioning synonym, commissioning definition,
معنی Gap, شکاÙ
,
معنی Carbonate Sands
,
ترجمه Carbonate Sands
به فارسی,
معنی صفحه های میکروکانال
,
ترجمه صفحه های میکروکانال
به انگلیسی,
معنی رخنه کردن در، بزور بازکردن، نیرو، فشار موتور فرو کردن، انداختن، پرتاب کردن، چپاندن، سوراخ کردن نیروی پرتاب، زور، فشار
,
ترجمه رخنه کردن در، بزور بازکردن، نیرو، فشار موتور فرو کردن، انداختن، پرتاب کردن، چپاندن، سوراخ کردن نیروی پرتاب، زور، فشار
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی